دوستان عزیزم
با عرض سلام و پوزش به خاطر تاخیر چند ماهه برای به روز رسانی وبلاگم، که متاسفانه ، نتیجه ی بعضی مشکلات کاری بوده ، و همین امر موجب گردید تا کمتر برای سرکشی و خواندن آثارتان خدمت برسم .(احتمالن ) مصمم ،ازاین پس جدیت بیشتری بخرج داده تا جبران مافات گردد.
ودرانتها دو نوشته ی کوتاه را برای این پست انتخاب کردم، باشد که درنگاه دوستان شعر جلوه کند.

....1 )
یا زَهره ی ذهن را
وقتی زَهر زبان
ازهجاهای شن -
زاری ....
- که من
دردهان غار می وزید
اندام امّای تو
مار هزاره
از ساعا ت جمجمه میامد
ازفرط بعید
با حفره ی حرفی
در ابتدای رگ
انتهای پلک
...2)
تن منی دیر پا
در اتمسفر استعاره
با سروسینه سنگین
به یمن بخور واژه
که ذهن ترکش بی بها در مصاف
چرا ؟
مگر!
آیا ...
اینهمه ذره اینهمه گوشت
لامسه م را کور نمیکند
وقتی زبان لیسید ن
شرم عادت
صدور روادید تن
تا من !
ترس متحرک !
حجم تنها ...
بر نایره ی زخم های نوپا
*******************************
